فرهیختگان لر

ایمان مظفری.

RSS

مختصری از زندگی پر افتخار شهید سید احمد میر صفیشهید سید احمد میرصفی

در محل کمپ راه آهن دورود در خانه ای محقر به سال 1343 کودکی چشم به جهان گشود.در آن موقع هیچ کس نمی دانست که منشأ چه اثراتی خواهد شد.با حرکات شیرین وسیمای جذاب شور ووجدی دیگر به خانه داده بود.احمدش نامیدند که به حق احمد بود، پدرش در همان ابتدای 4 ماهگی با دستهایش بازی می کرد واورا ورزش می داد وسعی براین داشت  تا انگشتان او را قوی کند. گویا او می دانست که این دستها می خواهند در خدمت به اسلام و محرومان واقع شوند واین انگشتان  ماشه ی تفنگ  را به سوی دشمن نشانه روند. در دوره تحصیل رفتار شایسته و اخلاق نیکوی  او سبب شد که دوستان زیادی داشته باشد. دوران تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در ازنا به پایان رساند. اتمام دوره راهنمایی اش مصادف با انقلاب بود و با آن که سن وسالی نداشت در راهپیمایی ها شرکت فعال نمود و هنگامی که آمریکا جنگ را بر ملت ما تحمیل نمود احمد نیز راهی جبهه ها شد. در سا ل1360 چون به کارهای فنی – رزمی علاقه وافری داشت در هنرستان درورد ثبت نام نمود، ولی شور نبرد با دشمن و کافران بعثی اورا لحظه ای به خود وا نمی گذاشت حدود شش ماه در کلاس درس حاضر شد ولی کلاس درس نتوانست عطش او را سیراب کند او اعتقاداتش براین بود که معلومات کلاسیک بسیار چاره ساز نیست باید تقوا داشت تا درپرتو آن پروردگار همان گونه که در قرآن وعده داده، قوه تشخیص  خوب و بد و بینش اسلامی  به انسان بدهد و چون همواره از آغاز زند گی رسالت سنگین بر دوش خود احساس می کرد لحظه ای آرام نداشت و هر لحظه در تکاپو بود تا رسالت الهی را به بهترین نحو انجام دهد او می دانست که زندگی اش جهت خورد وخواب و استراحت نیست و زنده بودنش جهت رسالتی بحث عظیم می باشد . احمد با جد بزرگوارش حسین بن علی (ع) عهد کرده بود که ادامه دهنده راه حسین باشد و هدف خویش را یافته بود و مقصود معبودش را دانسته بود و می خواست از لحظه لحظه های عمرش برای احیای دین محمدی بهره گیرد لذا عازم  منطقه عملیاتی سوسنگرد شد و به حقیقت می توان گفت که در آنجا مبعودش گشت در فاصله ای کوتاه چهره درخشانش  سراسر منطقه های عملیاتی جبهه را فرا گرفت به زودی بچه های بسیج سراسر نقاط پروانه وار برگرد شمع وجودش جمع شدند و او با روش حسین گونه اش و با عمل و رفتار نیکویش آنان را به خود جذب می کرد تا جایی که دیگر بودنش در جبهه برای دوستان امری حیاتی شده بود او که دوستانش او را سرور و سالار می دانستند به زودی به مقام فرمندهی عملیات رسیده آری او که خود عاشق  خدا شده بود سعی برعاشق نمودن دیگران داشت او مرد عمل بود و برای آن که گفته ی امامش خمینی عزیز را درموردخالی نگذاشتن جبهه را بهترلبیک گوید با فرصت طلبانی که زمانی مدافع جناب بنی صدر ! بودندوبا پاره آجر جواب مرگ بربنی صدر احمد را می دادندوحتی چند روزی اورا به جرم گفتن مرگ بربنی صدرمحاکمه وزندانی نمودندو هم اکنون با خدعه و نیرنگ سرپرست های کذا وکذا ....شده اند به مبارزه برخواست وچون نمی خواست شکافی در میان مسلمانان ایجاد شود ازعلنی کردن آن خوداری نمود.آری سرداررشید در تاریخ 7/4/68سفری به مشهد مقدس می نمایدبعداز زیارت آن حضرت بااوعهدمی کندکه به زیارت قبرسیدالشهداء(ع) هم برود. بعداز چندروز که ازبرگشتنش به شهرازنامی گذردخودرابرای رفتن به کربلا مجهز می سازد.

فرمانده تیپ یکم روح الله

 نحوه شهادت :

شب آخر: شب پرده های تاریک خودرادرعالم گستراندستارگان آسمان مانندهمیشه دردریای پهناور فضامشغول شناوری بودند چشم ها درخواب بود اما پرده های ظلمانی عالم مادیات هم چنان از مقابل چشمان این شیرروز وعارف شب برکنار بود.آهسته آهسته ساعتهای روحانی اش فرا می رسید از بسترش برخواست مدتی به آسمان نگریست به عظمت خلقت. گویی همه چیز را می دانست، حالت خوشی داشت احساس پرواز می کردمدتی را به محاسبه نفس خودپرداخت ولحظه های محدودی را ازشب را همترحم به ناله های اعضای رنجیده وخسته خود نمود وخوابیده وهنوزچشم وگوش وقلب زنده ها در خواب عمیق فرورفته بود که قلب همیشه بیدارش اورا آماده مناجات ونماز صبح نمود وچشمانش دوباره به دنیای فانی باز شد. شیرجبهه های ما همان که شیرروز وعارف شب بود همان نفس مطمئنه آماده بازگشت  به سوی پروردگارش بود. دوستان به دیدارش آمدند با آنان قدری محبت نمود مصمم شده بود برای رفتن به معراج ... بعد از نهار خود را آماده کرد، وضو گرفت ونماز را به جا ی آورد  و خود را برای مسافرتی جاودانه مهیا ساخت. قرآن را  بر سینه گذاشت و با روی زیبا و لباس پاکیزه حرکت کرد با آرامش کامل ... خداحافظ !!!ولی این با خدا حافظی اش رنگ دیگری دارد گویی وداع آخرین را به انجام می رساند از در و دیوار خانه و مسیر خود صداهای آخرین وداع به گوشش می رسد حتی آسمان لا جوردی نیز با حالت نگرانی بسوی او نگاه می کند این با برای استقبال شهادت در حرکت بود آری بسوی زادگاه پدرش روان می شود اما می خواهد این بار از محلی حرکت کند. که اورا  خوب  نشناسد و احترام های  دنیوی را نداشته باشد  به اراک می رود و به عنوان یک بسیجی ساده ثبت نام می کند ولی خیلی زود همه متوجه می شوند که کیست ...و باز علی رغم میل خود فرماندهی تیپ علی بن ابی طالب از لشگر 71 روح الله را به محول می کنند تیپ حرکت می کند او با شوخی  هایش بچه ها را جهت نیروی عظیم آماده می سازد به منطقه عملیاتی اسلام آباد می رسد از فرماندهی کل اطلاع  حاصل می شود  که گروهی باید به صورت هلی برد عمل کرده تا منافقین را به محاصره در آورند (عملیات مرصاد ) احمد تیپش را آماده می کند قبل از پرواز از یکی از روحانیون که در محل حاضر بودند تقاضای استخاره می نماید،معنای استخاره شهادت است و او با آگاهی کامل از شهادت با هلیکوپتر پرواز نموده ودر منطقه مورد نظر پیاده می شوند. در گیری آغاز می شود بعد ازرشادت های بسیار خمپاره ای به نزدیکی شان اصابت می کند بعد صدای گلوله ی منافقی د‍ژخیم و پر کشیدن سید به سوی معبود ...

علمداری سید ...

منطقه ی عمومی صالح آباد واقع در چند کیلومتری سرپل ذهاب و جوانرود بسیار سر سبز و خوش آب و هوا بود. پنجم فروردین 1367 بود چند روزی بود از سطح بوکان واقع در کردستان به این منطقه بودی . عملیا تی بنام بیت المقدس 4 دردربندی خان عراق شروع شده بود و گردان ما یعنی مالک اشتر قرار بود که در مر حله بعدی این عملیلات شرکت کند شهید احمد میرصفی که از فرماندهان عالی رتبه گردان بودند فرماندهان دسته ها و گروهان ها را به چادرفرماندهی فرا خواند وبا روحیه ی بالای مثال زدنی به شرح و توضیح انجام عملیات پرداختند.  در این عملیات سه نقطه برای گردان مالک اشتر در نظر گرفته بودند .  که یکی از این نقاط نسبت به سایرین صعب العبور و بسیار خطرناک بود، که در رشته کوهی به نام شاخ شمیران قرار داشت وقتی برای انجام این عملیات تقسیم گروهان پیشنهاد دهد خود شخصاَ فرماندهی آن رابرعهده گرفت. روز 7فروردین 1367فاصله بین مقرتا نزدیکیهای خط مقدم راباکامیونهای ده چرخ با مشقت ومشکلات زیاد طی کردیم.دربین راه هواپیما های دشمن منطقه عبورمارا بمباران شیمیایی کردند.یادم هست دوتن ازبسیجیانی که نسبت به دیگران سن کمتری داشتندماسک شیمیایی خودرادرچادرگذاشته بودند، سیداحمدکه متوجه بمباران شیمیایی شده بودفوری ماسک خودرابه یکی ازآنان دادوبه دیگری هم با عجله گفت که چفیه خودراباآب قمقمه خیس نمایدوخودش هم همین کارراکردوهردوچفیه را روی سرخودانداختند.اگرچه شدت موادشیمیایی به دلیل وزش بادخیلی دوام نیاورداما تاحدودی روی گلووسینه بچه ها اثرگذاشت.لازم به ذکراست که شهید میرصفی فرمانده بوداما همیشه همراه بسیجیان بودوموقع حرکت با ماشین فرماندهی حرکت نمی کرد ودر خط مقدم همیشه در سنگرنیروهای عادی بسر می برد.ظهرهمان روز به نزدیکیها ی خط مقدم رسیدیم وازکامیون هاپیاده شدیم به خاطردیدزیاددشمن پشت یکی از تپه هاتوقف کردیم وتا شب صبرکردیم.گزارش های موفقیت آمیزوخبرهای خوشی از عملیات به گوشمان می رسید وروحیه هارادوچندان می کرد.اسرای عراقی که به پشت جبهه برده می شدندازکنارما می گذشتندومابابرخی ازآنان به صورت دست وپاشکسته عربی وفارسی صحبت می کردیم ازاینکه آنهاازپیروزی رزمندگان اسلام صحبت می کردند خداراشکرمی کردیم ولذت می بردیم.نزدیکی های صبح به سوی اهداف ازپیش تعیین شده حرکت کردیم وقرارشدنماز صبح رادرراه بخوانیم.سیداحمدخودراازجلوحرکت می کردوهمه ی مابه دنبالش بودیم تا به چشمه ای رسیدیم هواقدری روشن شدهبودکه سیداحمدبا صدای بلنداعلام کرد همه نماز را بخوانند وخودازهمه زودتربه نمازایستادبعدازنمازباچندتن دیگرازفرماندهان صحبت کردودر همان جا که نشسته بود باسنگی که دردست داشت یک نقشه عملیاتی روی زمین کشیدوبه توجیه فرماندهان دیگرپرداخت. سپس ازجابرخواست وبا پای خودنقشه راازبین بردوبه اتفاق تعدادی ازنیروهاازبقیه نیروهاجداگردیدوبه اطراف اهداف خودبه سوی جبهه ی عراق حرکت کردندوماهم ازسمت دیگر به طرف عراقی ها به راه افتادیم.منطقه ای که قراربود مابه آن حمله کنیم یک تپه بود که سنگر عراقی هادرست رو ی آن واقع شده بوداما چون شب گذشته ازاین منطقه ازطرف راست مورد هجوم گردان محرم قرار گرفته بودند،عراقی هاازترس آنجا را ترک کرده بودند وبه عقب رفته بودند این منطقه بدون درگیری به دست بچه های گردان مالک افتادامانیروهایی که با سیداحمد ازجانب دیگربه سوی دشمن یورش برده بودند با عراقی ها درگیر شده بودند که با تدبیر و شجاعت سیداحمد توانسته بودند آنها را دور بزنند تعدادی اسید و تعدادی را کشته بودند و بقیه هم فرار کرده بودند و با فضل و یاری خداوند به نیروی های گردان مالک اشتر کمترین تلفاتی هم نرسیده بود غروب همان روز ما به جلوتر حرکت کردیم ودر سر کوه بلندی شاخ شمیران به نیروهای که با سید احمد رفته بودند ملحق شدیم و با دیدن هم بسیار خوشحال شدیم. هنگام غروب متوجه شدیم آب قمقمه ها تمام شده در بالای این کوه بلندی آبی وجود نداشت دشمن شکست خورده تنها کاری که انجام  می داد (آتش ) بود که بر سر رزمندگان اسلام می ریخت و جاده ها را محکم گلوله باران می کرد از آنجا تا چشمه آب ساعت راه بود قرار بر این شد مدتی صبر کنیم تا آتش دشمن کمتر شود و هوا تاریک تر بعد برای آوردنآب تصمیمی بگیریم. دو ساعت از این ماجرا گذشته بود و هوا کاملاَ تاریک شده بود اما از سید احمد و دو تن دیگر از بچه ها خبری نبود وبه مدت 2ساعت کسی از آنها اطلاعی نداشت.به 5نفر از بسیجیانی که ازنظرجسمی از بقیه قوی تر بودندپیشنهاد شدکه با گالن های 20 لیتری که از عراقی های جامانده بود به چشمه بروند وآب بیاورند آنها هنوز تصمیم نگرفته بودند که صدایی ازپائین صخره به گوش رسید، بچه ها چند تن بیایید واین گالنها را بگیرید. آری سید احمد بدون اطلاع قبلی با دوتن دیگراز بچه ها با سه گالن به چشمه رفته بود وبا آن شدت گلوله باران جاده ها، بارشادت خودبرای بچه ها آب آورده بود.

به روایت ... 

در یکی از جبهه ها رزمندگان قصد داشتند از یک پل چوبی عبور کنند گوشه ای از این پل فرو ریخته بود.البته این پل به روی یک کانال واقع بود. سید احمد که از عبور رزمندگان برروی این پل خبرداشت ونسبت به مشکل آن آگاه بود بدون این که کسی متوجه شود به زیر پل رفت وبا دستهایش چوبهای فروریخته را بالا گرفت مانند یک ستون نگه دارنده.آنقدر زیر پل ماند تا همه نیروها از آن عبور کردندبعد خودش بیرون آمدبطوری که نمی خواست کسی متوجه کارش شود.بعدها بچه های که در گروه مهندسی مشغول به کاربودند متوجه این موضوع شدند وبرای بقیه رزمندها بازگو کردند.


دسته بندی : شهید احمد میرصفی دلاور لرزبان، زندگینامه شهید احمد میرصفی، فرمانده لرزبان تیپ یکم روح الله، زندگینامه شهید لرستانی احمد میرصفی

لینک دوستان

اداره کل تعاون ، کار و رفاه اجتماعی استان لرستان /بروجرد محمد بیرانوند نماینده خرم اباد درمجلس شورای اسلامی رضاجایدری (خرم اباد)لرستان سرزمین گنجهای نهان هییت کوهنوردی وصعودهای ورزشی استان لرستان مركز مديريت حوادث و فوريتهاي پزشكي لرستان سازمان صنعت، معدن و تجارت استان لرستان پایگاه اطاع سانی نماینده ولی فقیه لرستان سایت هیات وزنه برداری شهرستان بروجرد اداره کل میراث فرهنگی وگردشگری لرستان خبرگزاری دانشجویان ایران-ایسنا /لرستان فدراسیون کاراته جمهوری اسلامی ایران پایگاه اطلاع رسانی رهبر معظم انقلاب سایت اطلاع رسانی ریاست جمهوری اداره کل اموزش وپرورش {عشایری} پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان :: اداره کل امور اقتصاد ودارایی لرستان - پایگاه خبری سفیرافلاک لرستان اداره کل ورزش وجوانان {لرستان} پایگاه خبری افلاک ورزشی لرستان نشریه‌ی خبری-تحلیلی بلوطستان بنیاد شهید و امورایثارگران لرستان شرکت شهرکهای صنعتی لرستان شرکت شهرکهای صنعتی لرستان شرکت توزیع برق استان لرستان سایت رسمی فدراسیون والیبال شرکن پشتیبانی اموردام کشور اداره کل فنی حرفه ای لرستان شرکت اب منطقه ای لرستان شرکت اب و فاضلاب لرستان فرزندان غرب(ایمان مظفری) خبرگزاری تسنیم - لرستان اداره کل استاندارد لرستان اداره کل انتقال خون لرستان پایگاه خبری یافته لرستان اداره ورزش وجوانان بروجرد جهاد دانشگاهی لرستان خبرگزاری ایسنا لرستا ن شرکت گاز استان لرستان نیروی انتظامی لرستان خبرگزاري فارس لرستان پایگاه خبری کشکان نیوز اداره کل پست لرستان اموزش وپرورش لرستان خبرگزاری تابناک لرستان اداره کل ارشاد لرستان وزارت ورزش و جوانان :: خبرگزاری برنا لرستان خبرگزاری ایرنالرستان اموزش و پرورش دورود خبرگزاری خانه ملت استانداری لرستان خبرگزاری فارس خبرنگار اب منطقه ای لرستان سلامت وبهداشت

صفحات دیگر


درباره وبلاگ

امکانات